تبليغاتX
شهدای گمنام

بسم رب الشهدا

 

مدتي است كه ديگر قلمم را به كار نگرفته ام.

مدتي است كه ديگر قلمم مرا ياري نمي كند.

مدتي است كه ديگر من قلمم را ياري نمي كنم.

زماني طولانيست كه قصد دارم از شهدا بنويسم ولي نشد. نه اينكه نخواهم، بلكه نشد.

فكر سياه، دل سياه، دست سياه و قلم سياه ...

اين ها چيزي بودند كه مانع من بودند.

پيش خود گفتم تا دلم را روشن نكردم ننويسم ولي فايده اي نكرد.

تصميم گرفتم بنويسم تا دلم روشن گردد، اگر كه لايق باشم.

پس بسم الله



شب قدر، شب شهادت، ماه رمضان، آغاز نبرد جهاني 8 ساله ايران با دنيا،

آغاز مبارزه در جبهه هاي نبرد عليه شياطين، نفس، گناه، ريا، دنيا طلبي، زياده خواهي و بي اخلاقي در شب هاي قدر ماه رمضان

آغاز مبارزه در جبهه هاي نبرد عليه استكبار، دنيا طلبان و شياطين دنيا طلب در شب هاي قدر دفاع مقدس

هر شب دفاع مقدس مانند شب قدري در ماه رمضان بود.

شب زنده داري، رسيدن به خدا، دوري از شيطان و ...

در سال سه شب را بيدار مي مانيم و به اميد بخشش و رحمتيم.

ولي عده اي 8 سال زندگيشان هر شب برايشان شب قدر بود.

آنان بودند كه قدر اين شب را دانستند و درك كردند و مورد رحمت خدا قرار گرفتند و شهيد شدند.

خدايا! سعادت درك اين شب ها را به ما عطا كن و شهادت را نصيب ما بگردان.


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 18:3  توسط عاشق گمنام  |