|
برخی از نکات بسیار مهم سخنان امشب رهبر انقلاب نمايندگاني انتخاب شوند كه راه را براي خدمت دولت پرتلاش و خدمتگذار کنونی هموارتر كنند
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به عملكرد متفاوت دوره هاي مختلف مجلس، درباره مسائل گوناگون از جمله انرژي هسته اي، ضرورت تأمل و تدبر مردم در انتخاب نامزدهاي اصلح را خاطرنشان كردند و افزودند: آحاد مردم با هوشياري، تحقيق و مراجعه به افراد «خبره، مطلع و مطمئن» نمايندگاني متدين، امين، طرفدار عدالت، مخالف با فساد، طرفدار محرومان، پايبند به خط امام و طرفدار ارزشها و مباني اسلامي به مجلس بفرستند و به كساني رأي دهند كه با افكار و اهداف دشمنان داراي مرزبندي روشن و مشخص هستند.
فایل های صوتی برخی از نظرات امشب رهبر معظم انقلاب در مورد انتخابات: (حجم فایل ها کم می باشد)
بسم الله الرّحمن الرّحيم تست خودشناسي 1- با دقت بخوانيم؛ 2- مقايسه كنيم؛ 3- توجيه نكنيم. ***************** هزينه سفر حج معصومه سبك خيز ( همسر شهيد برونسي) صداي زنگ خانه بلند شد. چادرم را سرم كشيدم و رفتم دم در. چشمم افتاد به دو، سه تا از بچه هاي سپاه. چند باري با عبدالحسين (برونسي) آمده بودند خانه. سلام كردند. گفتنم: سلام، بفرمايين، امري بود؟ گفتند: ببخشين حاج خانم، لطفاً شناسنامهي آقاي برونسي را بيارين. درخواستشان از يك طرف بي مقدمه بود و از يك طرف مهم. با تعجب پرسيدم: براي چي؟ گفتند: ان شاء الله قراره ايشون مشرّف بشن مكه. گفتم: مكّه؟ يكيشان گفت: بله حاج خانم، آقاي برونسي توي اين عمليات شاهكار كردن و خيلي غنيمت گرفتن، براي همين هم از طرف شخص حضرت امام، ميخوان بفرستنشون مكه، تشويقي. *** صادق جلالي رفته بود مكه (شهيد برونسي). وقتي برگشت، با همسرم رفتيم ديدنش. خانهشان آن موقع، در كوي طلاب بود. قبل از اين كه وارد اتاق بشويم، توي راهرو چشمم افتاد به يك تلويزيون رنگي، با كارتن و بند و بساط ديگرش. بعد از احوالپرسي و چاق سلامتي، صحبت كشيد به سفر حج او، و اينكه چه كارهايي كرده و چه آورده و چه نياورده. مي خواستم از تلويزيون رنگي سوال كنم، اتفاقاً خودش گفت: از وسايلي كه حق خريدنش رو داشتم، فقط يك تلويزيون رنگي آوردم. گفتم: ان شاء الله مبارك باشه و سال هاي سال براتون عمر كنه. خنده معني داري كرد و گفت: اون رو براي استفاده شخصي نياوردم. گفتم: پس براي چي آوردين؟ گفت: آوردم كه بفروشم و فكر مي كنم شما هم مشتري خوبي باشي، آقا صادق. با تعجب پرسيدم چرا بفروشينش، حاج آقا؟ گفت: راستش من براي اين زيارت حجي كه رفتم، يك حساب دقيقي كردم، ديدم كل خرجي كه سپاه براي من كرده، شونزده هزار تومن شده. مكثي كرد و ادامه داد: حالا هم مي خوام اين تلويزيون رو درست به همون قيمت بفروشم كه پولش رو بدم به سپاه، تا خداي ناكرده مديون بيت المال نباشم. ساكت شد. انگار به چيزي فكر كرد كه باز خودش به حرف آمد و گفت: حقيقتش از بازار هم خبر ندارم كه قيمت اين تلويزيون ها چنده. مانده بودم چه بگويم. بعد از كمي بالا و پايين كردن مطلب، گفتم: امتحانش كردين حاج آقا؟ گفت: صحيح و سالمه. گفتم من تلويزيون رو مي خوام، ولي توي بازار اگر قيمتش بيشتر باشه چي؟ گفت: اگر بيشتر بود كه نوش جان تو، اگر هم كمتر بود كه ديگه از ما راضي باش. تلويزيون را با هم معامله كرديم، به همان قيمت شانزده هزار تومان. پولش را هم دودستي تقديم كرد به سپاه، بابت خرج و مخارج سفر حجّش. برگرفته از كتاب: "خاكهاي نرم كوشك" نوشته سعيد عاكف
شهيد عبدالحسين برونسي
پیام فوری و بسیار مهم رهبر جهان اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم امت بزرگ اسلام، ملت عزیز ایران حوادث خونین غزه در این روزها چنان فجیع و دردناک است که نمی توان غم سنگین ناشی از ان را با زبان و قلم ، بیان کرد. کودکان بی گناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماهها محاصره ی کامل ، اکنون با قساوت و شقاوت صهیونیست ها ، در خانه و کشانه ی خود به خاک و خون کشیده می شوند ، غنچه های نورس در برابر چشم پدر ومادر ، و پدران و مادران در برابر کودکان معصوم ،در اتش کینه ی جلادان غاصب می سوزند ، مدعیان تمدن و انساندوستی باوقاحت تمام، این فاجعه عظیم انسانی را خونسردانه و بی تفاوت تماشا می کنند و حتی برخی با بیشرمی از ان ابراز خشنودی می نمایند . سکوت دنیای اسلام در برابر این تعدی کم نظیر به هیچ رو پذیرفته نیست . امت اسلامی باید به خروش آید وسران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند . دست دولت امریکا نیز به خون ملت مظلوم فلسطین آغشته است . به پشتیبانی آن دولت مستکبر و طغیانگر است که صهیونیستها با گستاخی مرتکب این جنایتهای نا بخشودنی می شوند ، ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند ایا ملت امریکا می داند که زمامدارانش اینگوینه همه ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده اند ؟ایا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه داران صهیونیست بر کشورهای انان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است ؟ و این تصادف و اتفاق نیست که همزمان با این جنایتهای نظامی ، در گوشه دیگر از جغرافیای زیر سیطره ی استکبار ، برترین مقدسات اسلامی دستخوش تعرض می شود و قلمهای پلید و سیاستهای شیطانی حامی آنها، ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمین را که همه ی بشریت وامدار پیام الهی او وذات مقدس اوست ، مورد هتک و اهانت قرار می دهند ، اری این اسلام عزیز است که با پیام رهائی بخش و ظلم ستیز خود و با برانگیختن روح کرامت و عزت در انسانها و ملتها ، مستکبران را به وحشت انداخته و اتش کینه ی ملتهای مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حرکات انان را دیوانه وار کرده است . اکنون مستکبران طغیانگر بدانند که با خشونت و درندگی نخواهند توانست فروغ بیداری روز افزون اسلامی را خاموش کنند . مقاومت قهرمانانه ی ملت فلسطین و شجاعت حیرت برانگیز مرد وزن و پیر و جوان آنان در برابر صهیونیست های خونخوار ،گواه زنده ی این مدعا است . فرجام این درگیری ، پیروزی حق برباطل است ، همچنانکه فرمود .. فانتقنها من الذین اجرموا و کان حقا علینا نصر المومنین . اینجانب به مردم غزه ، به مردان وزنان مظلوم و مقاوم ، به کودکان معصوم و غنچه ها ی پرپر شده درود میفرستم وصبر و فرج و پیروزی انان را از خدا مسئلت می کنم . والسلام علیکم و رحمه الله سید علی خامنه ای 1386/12/12 ****************
امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملت های خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند.
در اربعين شهداي كربلا ميهمان شهداي اربعين شديم
امروز تهران، نه ايران ميهمان بود. ميهمان عرشيان. عرشيان امروز بر ما منت نهادند و بر روي زمين مهمانمان كردند. دانشگاه علم و صنعت امشب چه شبي را سپري مي كند. خاك آنجا ديگر مثل قبل نيست. اگر بگوييم كه از حالا مي توانيم انتظار پيشرفت و رشد از آن دانشگاه داشته باشيم گزاف نگفتيم. چرا كه: علم و پيشرفت را بدون شهدا نمي خواهيم. علم و پيشرفت را بدون فرهنگ شهادت فقط ضلالت و گمراهي مي بينيم. توسعه بدون ارزش ها را عقب گرد مي دانيم. اين كار به قول برخي كه هيچ از شهيدان نمي دانند همانگونه كه ما هم هيچ نمي دانيم چال كردن شهيد در دانشگاه نيست. اين خود يك جهاد است، چرا كه حداقل كار آن زنده نگه داشتن ياد آنان است كه به گفته آن رهبر عزيز و گرامي: امروز زنده نگه داشتن ياد شهيدان كمتر از شهادت نيست.
چه زيبا بود امروز دانشگاه علم و صنعت، نه چه زيبا بود تهران، چه مي گويم چه زيبا و پر نور و بركت بود ايران.
شهید حسن باقری ( غلامحسین افشردی ) فرزند مجید محل ولادت – تهران سال ولادت – 20/12/1334 محل شهادت – فکه سال شهادت – 9/11/1361 محل دفن – گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران – قطعه 24
مسئولیت ها : · جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه پاسداران · فرماندهی قرارگاه مشترک عملیاتی · فرماندهی لشگر نصر سپاه · فرمانده قرارگاه کربلا
گزیده ای از وصیت نامه شهید غلامحسین افشردی ( حسن باقری ) در این موقعیت زمانی و مکانی ، جنگ ما جنگ کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت ، خیانت به پیامبر ( ص ) و امام زمان ( عج ) و پشت پا زدن به خون شهداست . ملت ما باید خودش را آماده هر گونه فداکاری بکند ... در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام و با خلوص نیت پیدا کنیم ... ... در مورد درآمدها چیزی به آن صورت ندارم . همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را داده ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ... غلامحسین افشردی ساعت 12 شب 27/7/59 اهواز
برگی از دفتر خاطرات شهید :
نماز اول وقت برای ترمیم سنگرها رفته بودیم که وقت نماز شد . شهید باقری گفتند : اول نماز بخوانیم . یکی از بچه ها گفت : اینجا خطرناک است ، بهتر است وقتی به جای امنی رفتیم نماز بخوانیم . شهید باقری در جواب گفتند : کسی که به جبهه می آید نماز اول وقت را رها نمی کند . سپس خود شروع به خواندن نماز کرد . آتش دشمن بر سر ما لحظه ای قطع نمی شد . ما وحشت زده شده بودیم ولی او به آرامی و بدون عجله نمازش را می خواند . نمازش سرشار از لذت و عشق به خدا بود .
ساده زیستی شب بعد از شهادت آن بزرگ سردار سپاه اسلام به منزلش که در دزفول اجاره کرده بود ، رفتم . خانه کوچکی بود ، وسایل اتاقش محدود می شد به یک زیلو دو پتو و چند لباس که برای همسر و فرزندش بود . با دیدن این وضع گریه ام گرفت . باورم نمی شد که زندگی یک فرمانده لشگر این چنین ساده باشد .
صرفه جویی از منطقه عملیاتی که برمی گشتیم ، یک نفر نظرمان را جلب کرد . او فشنگهایی را که روی زمین ریخته شده بود ، جمع میکرد و در داخل سطلی که در دست داشت ، می ریخت . تعجب کردیم چون در اوضاعی که بچه ها حتی یک تانک عراقی را نادیده می گرفتند و اسلحه های زیادی را که در اطراف ریخته شده بود رها می کردند ، این فرد چرا فشنگ ها را جمع می کند؟ جلوتر رفتیم شهید حسن باقری بود . وقتی متوجه نگاههای متعجب ما شد رو به ما کرده و گفت : حیف است اینها روی زمین بماند ، باید علیه صاحبانش بکار گرفته شود .
احساس مسئولیت هنگامی که همسرش را به بیمارستان برده و منتظر تولد فرزندش بود . از تهران تماس گرفتند و به او گفتند که جلسه مهمی در پیش است ، لذا خوب است که ایشان نیز برای شرکت در جلسه به تهران بروند. همین که متوجه شدم قصد حرکت به تهران را دارد به او گفتم : شما امروز بچه دار می شوید ، بهتر است اینجا بمانید ، شاید وجودتان لازم باشد . ولی ایشان در جواب گفتند : خدایی که بچه داده خودش هم کارهایش را انجام می دهد در ضمن بیمارستان هم پزشک دارد و هم پرستار نیازی به من نیست سپس بدون هیچ معطلی راهی تهران شد . همانطور که گفته بود در تولد فرزندش هیچ مشکلی پیش نیامد .
|